تبليغاتX
داستان ورزشکار شدن یک انار - میتینگ 12

داستان ورزشکار شدن یک انار

درست سه ماهه که شروع کرده ایم! من امروز چهاردهم پوند اومده بودم پائین. دوباره شروع شد. حالا تا بیاد زیر ۶۰ کیلو (۱۳۲ پوند) جون منو میگیره. شماها چکار کردید؟ حواستون هست که اگه میخواهید من یه مایل توی نیمه ماراتن به نیتتون بدوم این هفته ای که در پیش رو داریم بهترین فرصته که جبران کنید و بیایید بگید از خودتون راضی هستید.

امروز توی میتینگ یه چیز خوب یادمون دادند...دیدین بعضی وقتا که اشتباه میکنیم و زیاد میخوریم و بعدش پشیمون میشیم اما به خودمون میگیم دیگه چه فایده؟ من که خراب کردم! اینم روش!...خوب مربی میتینگ گفت این مثل این میمونه که بالای یه راه پله پاتون روی پله اول لیز بخوره و بعد که دارین میفتین بگین " من که لیز خورده ام...تا تهش برم هم فرقی نمیکنه!" خوب هیچ کس همچین چیزی که نمیگه...شده آویزون نرده ها هم بشیم به هر زحمتی هرجای راه پله شده از افتادن جلوگیری میکنیم. به نظر من که خیلی مثال خوبی بود. گفتم بگم شاید به کار شما هم بیاد.

شما لوگ گروه رو به روز کنید. من تا ۲۴ ساعت دیگه برمیگردم.

تکمیل ۱. من خودم خیلی وقتها به خودم گفته ام آدم بی اراده ای هستم و گاهی وقتها هم از خودم راضی بوده ام. چند وقته دارم فکر میکنم اصلا این نیروی اراده چیه؟ چیز ثابتیه؟ متغیره؟ میشه تقویتش کرد؟ گفتم با شماها مطرح کنم تا همگی روش صحبت کنیم.

۱. به نظر شما تعریف نیروی اراده چیه؟ تعریف آدم با اراده چیه؟
۲. به نظر شما آیا بااراده بودن یه چیز مطلقه یا نسبی؟ به نظر من نسبیه. یعنی آدم توی یه قسمتهایی بیشتر از یه قسمتهای دیگه نیروی اراده داره.
۳. آیا نیروی اراده قابل تقویته؟ به نظر من باید باشه. همین که یه چیز نسبیه و در همه ابعاد یکی نیست نشون میده که خیلی عوامل روش اثر دارند. اگه این عوامل شناسایی بشند شاید بشه تقویتش کرد٬ تغییرش داد٬ از بهترها برای ضعیف ها الگو برداری کرد٬بهترش کرد.
۴. آیا وقتی توی انجام کاری یا ادامه دادنش شکست میخوریم حتما از بی ارادگیه؟ وقتی یه تصمیمی میگیریم و اجرا نمیکنیم آیا بی اراده هستیم؟ خوب این بستگی به تعریفمون از اراده داره. من دارم به این نتیجه میرسم که ما خیلی مشکلات دیگه رو هم به حساب اراده میذاریم و این کارمون رو مشکل میکنه. مثلا اعتماد به نفس نداشتن و بی اراده بودن دوتا مقوله کاملا جدا از هم هستند. اما اعتماد به نفس نداشتن خیلی راحت میتونه باعث بشه نتونیم تصمیماتمون رو اجرا کنیم. ممکنه از تغییر میترسیم واسه اینکه تغییر آدم رو میاره توی حرف و حدیث و مردم راجع به آدم حرف میزنند و برای آدم مسئولیت ایجاد میکنه. یادتونه چند وقت پیش میگفتم من قدیمها جلوی آدمهایی که فکر میکردم از من خیلی خوش هیکل تر هستند زیاد میخورم انگار که بخوام خودم رو تنبیه کنم....خوب خیلی طول کشید که بفهمم مشکل اینه و تازه بعد از اون خیلی طول کشید که جرات کنم جلوی آدمها بشم یه آدم دیگه و علنی کمتر بخورم. واسه اینکه ساده نیست آدمها راجع بهش نظر بدن. این هفته کشف کردم میترسم از اینکه صبح ۵.۵ -۶ صبح پاشم واسه اینکه الان همه ( منجمله خودم!) منو به عنوان یه ادمی میشناسیم که صبحها میخوابه و تغییرش برام خیلی ترسناکه. چند روز اخیر صبح پاشدم اما دوباره خوابیدم تا اینکه دیروز کشف کردم ترسم رو!

میخوام بگم وجود آدم خیلی پیچیده است. از توی قنداق زندگی رومون تاثیر گذاشته و به نظر میاد خیلی وقتا گفتن اینکه بی اراده هستیم خیلی زیادی کلی گوییه. وقتی کمی آدم به درونش دقیق میشه و شروع میکنه خودشناسی میبینه خیلی چیزهای مختلف و بی ربط رو با اراده نداشتن قاطی کرده. اگه اونا حل بشند مشکل خود به خود حل میشه.

نظر شما چیه؟

تکمیل۲. واقعا ببخشید. معذرت میخوام. من پنجشنبه از ۶ صبج تا ۱۱ شب توی راه بودم و جمعه هم یه سری کار باید تحویل میدادم و اصلا وقت نشد بیام این پست رو تکمیل کنم. اما اونایی که ستاره میگیرند:

۱. جیرجیرک: این خانوم خوشگل اولین آدمیه که توی گروه به وزن ایده ال رسیده و ستاره طلایی میگیره:  کف مرتب! خانومی رمز موفقیتت رو بیا برای همه مون بگو...مفصل! اینم ستاره ده پوندیت: 

۲. سمیرا: باریکلا! ده پوند رو رد کردی؟ جزو معدود آدمهایی بودی که توی عید انقدر خوب کم کردی خانومی. حتما بیا بگو چکارها کردی. اینم ستاره ات:

خوب اگه اضافه کردید یه نفس عمیق بکشید و دوباره شروع کنید و اگه کم کردید از انرژیش استفاده کنید که این هفته هم خوب مراقبت کنید. من سه شنبه برمیگردم. البته کامنت ها رو جواب میدم به مرور اما مسافرت هستم و اونجوری دسترسی به اینترنت ندارم.

+ نوشته شده در  Mon 2 Apr 2007ساعت 9:20 PM  توسط انار  |