از عید چند روز دیگه مونده؟ اینجا بالاخره بهار شده.
سامیا کجایی دختر بیایی یه دستی به سر و روی این لوگ گروهی بکشی جینگیل مستون بشه؟ خیلی تیکه تیکه و شلخته شده قیافه اش.
تو رو خدا یه ذره این وبلاگهاتون رو زود به زود آپدیت کنید.
جوابهاتون توی پست قبل خیلی به من چسبید ها. من مشکل اصلی خودم صبح از خواب پاشدنه. به قول وب توت جان میگفت آدم صبحها نمیدونم چرا جهان بینیش به کل زیر لحاف گرم و نرم فرق میکنه. اون زیر که هستی هیچی اونقدرها هم مهم و ضروری به چشم نمیاد اما بعد که دیروقت بیدار میشی تازه شروع میکنی به خودت بد و بیراه گفتن. این هفته میخوام تمرین کنم ساعت ۷ پاشم. امروز که موفقیت آمیز بود. یه راهی که خود این وب توت جان زمان کنکورش بهم گفته بود( میبنید که مشکل دیروز و امروز نیست واسه من. یه عمریه من خوش خواب بوده ام) این بود که کارهات رو شب قبل لیست کن. صبح وقتی بدونی چقدر کار داری پامیشی. به گمانم همون جریان جهان بینی باشه. دیشب من کارهام رو لیست کردم. البته وب توت جان اون موقع که اینجوری بود خودش رتبه کنکورش یه رقمی شد و صبحها هم ساعت ۵ پامیشد درس میخوند. الان خودش بدتر از من شده. اینا هم یه موقعی این هفته بحثش پیش اومد که دوتایی داشتیم غصه میخوردیم که اگه انقدر بخوابیم نمیرسیم تمام برنامه های زندگیمون رو اجرا کنیم! شماها قلق خاصی واسه صبح پاشدن دارید؟ مخصوصا شماهایی که مجبور نیستید پاشید اما بلند میشید و روزتون رو زود شروع میکنید.
ترازوم میگه درصد چربی بدنم شده ۳۱ و خورده ای! خیلی خوشحال شدم. بیاد زیر ۳۰ درصد اینجا مهمونی داریم.
امروز باید ۵ مایل بدوم.
یکشنبه باید ۱۰ مایل بدوم! ده مایل! دو رقمی شد...باورم نمیشه. دیروز یه کتاب خریدم واسه تقویت آمادگی بدنی برای دویدن و یکی هم برای تقویت مرکز بدن که بهش میگن core میشه همون کمر و شکم و باسن و اینا. استرچ هایی هم که علی گفت هر صبحی یادم باشه میکنم و کمرم داره بهتر میشه. حالا کتابها هم بیاد خوبه.









