تبليغاتX
داستان ورزشکار شدن یک انار - میتینگ 11

داستان ورزشکار شدن یک انار

بدینوسیله شروع میتینگ ۱۱ را اعلام مینمایم. من یک ساعت دیگه میرم خودم رو وزن میکنم و میام. هشت مایل رو هم آبجی کوچیکه پرتم کرد از خونه رفتم دویدم و الان توپ توپم! ولی خدائیش طولانیه ها!

تکمیل ۱. الان اینجا سه شنبه صبحه. من یک پوند دیگه اومده بودم پائین! از خستگی دیشب غش کردم و نشد بنویسم اینجا رو. تازه فهمیدم اشتباه محاسباتی کرده بودم و هفت مایل و نیم دویده بودم. من چون یه چیزی تو مایه های مارکوپولو شده ام الان باید برم به قطار برسم اما امروز عصری آپدیت میکنم. شما لوگ وزنتون رو به روز کنید تا من بیام.

تکمیل ۲. خوب من فکر کردم واسه اینکه یه عده وسط عید احتیاج به انگیزه گرفتن دارند خوبه که دور هم جمع بشیم و از هم الگو بگیریم. من یه چند تا سئوال مطرح میکنم که هرکی میخواد راجع بهش حرف بزنه. اگه جوابتون مثبته به همه یاد بدید که رمز موفقیتتون چیه و اگه جوابتون منفیه مشکلی که باهاش مواجه هستید چیه. شاید یکی توی جمع باشه که عین مشکل شما رو داشته و حل کرده.
۱. آیا مرتب به این میتینگ ها میایید؟
۲. آیا مرتب ورزش میکنید؟
۳. آیا عادت بدی رو کنار گذاشته اید؟
۴. آیا تا به حال ستاره دوم رو گرفته اید؟

یکی از چیزهای خیلی رایجی که شاید مرتب باعث بشه به میتینگ نیایید اینه که شاید با خودتون فکر میکنید کسی اینجا راجع بهتون قضاوت بدی میکنه اگه وزن اضافه کرده باشید٬ یا اینکه خودتون احساس گناه میکنید٬ یا میترسید که با واقعیت که همون وزنیه که فکر میکنید اضافه شده روبرو بشید. دلایلی که شماها ممکنه نیایید یا سر بزنید اما لوگ رو آپدیت نکنید و حضورتون رو اعلام نکنید چیه؟ کسی این مشکل رو داشته که تونسته باشه با خودش حلش کنه؟
مرتب ورزش کردن از اون کارهاست که سخته. یعنی من فکر نکنم یه نفر هم باشه که مخصوصا اون اولها با دل خوش بره ورزش. علتهاش چیا میتونه باشه؟ شاید اینکه از هیکلمون خجالت میکشیم؟ یا اینکه زیاد به خودمون فشار میاریم و توقع داریم و دلسرد میشیم؟ فکر میکنیم اگه نتونستیم ۵ روز در هفته ورزش کنیم پس اصلا نکنیم  دیگه؟ نمیتونیم واسه خودمون انگیزه ایجاد کنیم؟ شاید میریم اما خسته کننده است و حوصله مون سر میره؟ وقت براش نمیتونیم جور کنیم؟ کسی این مشکلات رو داره؟ چه مشکلات دیگه ای دارین؟ راهی براش پیدا کردید؟
کسی هست که عادت بدی رو عوض کرده باشه؟ عادتی توی روش عادی زندگیش بوده که تغییرش داده؟ مثلا دیگه ته بشقاب بچه ها رو تمییز نمیکنه؟ یا نوع هله هوله اش رو تغییر داده؟ یا یه تغییر فکر مهم انجام داده؟ یا شاید عادتی هست که خیلی میخواهید تغییرش بدید اما نمیدونید چطور...مثلا عصبی خوردن٬ یا شبها بی رویه خوردن؟ اگه مشکلتون رو بگین شاید یکی تو این جمع قبلا حلش کرده باشه.
یه عده ای توی این جمع خیلی منظم و مرتب دارن وزن کم میکنند و ستاره دومشون رو هم گرفته اند. یه عده از ماها بیشتر سختمونه و یه عده تازه شروع کرده اند. شماهایی که ستاره دومتون رو هم گرفته اید...نکته ای که بهش پایبند هستید و کمکتون میکنه و کرده چیه؟ چیز مهمی رو تغییر دادید توی فکر یا روش زندگیتون؟

من خودم هم توی کامنتها اگه نکته ای باشه در حین حرفهای شما میگم اما دلم میخواد یه بحث خوب شروع کنیم واسه اینکه یه عده الان توی عید به یاد آوری احتیاج دارند و یه عده هم جدید به ما پیوسته اند و اصولا هم رد و بدل کردن تجربه ها چیز خیلی خوبیه و به آدم انرژی میده. در نتیجه خواهش میکنم فعال شرکت کنید.

تکمیل ۳. خوب من جایزه ها رو شروع میکنم اما بحث بالا رو اگه خواستین ادامه بدید حتما تعارف نکنید!

نگار خانوم شوخ طبع اینم جایزه ات! به خدا من میخواستم فقط مطمئن بشم همه آپدیت کرده اند. مبارکت باشه خانوم. رمز موفقیتت رو که گفتی و باریکلا به اراده ورزش رفتنت. وبلاگت رو هم بیشتر بنویسی دیگه همه چیز حله! بازم تبریک!

+ نوشته شده در  Mon 26 Mar 2007ساعت 6:3 PM  توسط انار  |