خوب چون الان ایران سه شنبه گذشته من پست میتینگ رو شروع میکنم. خودم هنوز میتینگ نرفته ام. میترسم وزنم زیاد شده باشه. من تا چند ساعت دیگه بر میگردم.
خوب من برگشتم. چقدر سریع یک هفته میگذره. همون پوندی که هفته پیش زیاد کرده بودم کم شد که خوب عالی نیست اما خوبه. دیگه چیزهای خوب این هفته چی بود؟ اول اینکه رفتم پیش واسو و یه عالمه بالا و پایین کردیم زندگی رو و یه خورده سنگامون رو وا کندیم و من ذهنی یه خورده از اون وضعیت اومدم بیرون. یادتونه یه پست نوشته بودم راجع به انرژی مصرف کردن واسه کنترل روی مسائل مختلف زندگی؟ دقیقا همون انرژیه که ته کشیده. دیگه چی؟ دیروز یه دونه از اینا خریدم اما انداختمش دور و جاش یه دونه موز خوردم. بهتر از اون میدونین چیه؟ که این بروانی(Brownie) به نظرم بدمزه بود و موزه خوشمزه! این یعنی سالم خوری حسابی رفته توی سیستمم. امروز هم به جای قهوه لاته(Latte) چایی گرفتم که خودش دو امتیاز صرفه جوییه. خوابم هم تقریبا مرتب بود این هفته. یعنی از برکت پیش واسو بودن (واسو و گربه ها خیلی سحرخیزند همه) و پیش مشاور رفتن تونستم شبها ۱۲ بخوابم و صبحها هم طرفهای ۸ پاشم. حالا بدهاش چی بود؟ با واسو که باشی هرچقدر هم بخواهی کم خوری کنی باز زیادتر از معمولت میخوری. مثلا شنبه شب رفتیم فیلم گرفتیم و گفتیم بشینیم دور هم! اون یه عالمه چیپس خورد با آبجو و پیتزا و بستنی. من واسه خودم یه ظرف گنده سبزیجات مثل بروکلی و هویج گرفتم و همه اون مدت که اون چیپس و آبجو میخورد من اونا رو خوردم. سر پیتزا هم هردو واسه خودمون یه نفره گرفته بودیم(یعنی یه چیزی به قطر ۲۰ سانتی متر/ اینجا پیتزا های معمولی مساوی سایز خانواده توی ایرانه بیخود نیست چاق میشه آدم) و من تازه رژیمیش رو گرفته بودم با نوشابه رژیمی که هیچی کالری نداره. بستنی رو هم بی اغراق ۲۰ دقیقه طول کشید تا تونستیم یه چیزی پیدا کنیم که نسبتا کم کالری و کم چربی باشه و بی مزه هم نباشه. خلاصه من با این همه پرهیزکاری باز هم راحت ۹ تا امتیاز خوردم! یه مشکل آمریکا همینه. انقدر غذا جلوت هست که باز هم وقتی خیلی جلوی خودت رو میگیری هنوز از اون مقدار که یه ادم نرمال باید بخوره بیشتر میخوری.غذاها رو همه رو انگار واسه شهر غولها ساخته اند.
شماها چیکار کردین؟ خبر داریم که مهدیس حسابی خویشتن داری کرده.(کف مرتب!). شماها هفته تون چطور بود؟ روزی بود که خیلی بهش مفتخر بوده باشید؟ مثل خوردن موز به جای بروانی؟ توی میتینگ های ما میگند هر هفته یه چیزی با خودتون قرار بزارید که انجامش بدین. مثلا من هفته پیش با خودم قرار گذاشتم که سعی کنم خوابم رو مرتب کنم. یه چیزی که میدونیم مهمه و عملی هم هست. مثلا اگه هیچ وقت ورزش نمیکنیم نمیشه یهو بگیم من از فردا هر روز میرم ورزش چون نمیشه. اما میشه سعی کرد به مرور اضافه کرد یا اینکه یه نکته های کوچیک دیگه رو درست کرد. مثل اینکه این هفته سعی میکنم با خودم میوه ببرم سر کار. شاید بخواهید یه خورده راجع به جوری که الان دارین زندگی میکنید فکر کنید و ببنید چیزی هست که بخواهید روش این هفته کار کنید. من میخوام این هفته سعی کنم هفت امتیاز برای ورزشم بگیرم. با وزن من نیم ساعت ورزش که حدودا ده دقیقه بعد از شروع منو به عرق کردن بندازه یه امتیاز بهم میده. یه جدول اون پایین گذاشته ام که سعی میکنم انجامش بدم. البته یه خورده هم باید با مربیم حرف بزنم و شاید وسط هفته تغییرش بدم.
یه عالمه حرف دیگه هم داشتم اما انقدر این پست طولانی شد میذارم برای یه پست جدا. شماها چکار کردید؟ جیرجیرک دیدم لوگش رو به روز کرده.آلوچه خانوم هم مرتب اوضاعش رو توی وبلاگ رژیم گروهی مینویسه و ظاهرا هم خوابش رو مرتب کرده و هم پیاده روی رو شروع کرده و هم رژیمش خوب داره پیش میره (واقعا کف مرتب!). لولک هم ظاهرا علی رغم امتحانات پیاده رویش رو از سر گرفته. بقیه چطورید؟
| روز هفته | سه شنبه | چهار شنبه | پنجشنبه | جمعه | شنبه | یکشنبه | دو شنبه |
| فعالیت | ترکیب دویدن و راه رفتن ۳۵ دقیقه |
ترکیب دویدن و راه رفتن ۴۰ دقیقه
|
ترکیب دویدن و راه رفتن ۳۵ دقیقه
|
کار با وزنه ۴۵ دقیقه
|
استراحت
|
ترکیب دویدن و راه رفتن ۴۵ دقیقه
|
ترکیب دویدن و راه رفتن ۳۰ دقیقه
|
پ.ن. خواهش میکنم اگه دوست دارید از اون ستاره های ww جایزه بگیرید لوگ وزنتون رو به پوند هم بنویسید. اولین ستاره مال اوناییه که ۵ پوند کم کنند. من سعی میکنم یه راهی یاد بگیرم که جلوی اسم هرکس بتونم ستاره هایی رو که میگیره بذارم. البته خودتون هم میتونید دانلود کنید و بذارید گوشه وبلاگتون. یادتون نره. ما اینجا رقابت نمیکنیم. هدف از این کارها فقط تشویقه و تقسیم کردن یه هدف بزرگ به قدمهای کوچکتر. همین!









