من از این میتینگ weightwatchers یه فکری به نظرم اومد. اون spreadsheet وزن منو میبینید اون گوشه؟ گفتم شاید بشه که ماهایی که الان توی این وبلاگ دور هم جمع میشیم همه یکی یه دونه از اینا شروع کنیم و مثل این آپلودش کنیم. بعد من اون گوشه به همشون لینک میدم و با هم قرار میذاریم که همگی مثلا هر سه شنبه خودمون رو وزن کنیم و اپدیتش کنیم. اینجوری بیشتر از کار هم خبر داریم و بیشتر انگیزه میگیریم و احتمالا به هوای همدیگه راحت تر هم انجام میدیم. منم میتونم هر سه شنبه یه پست مخصوص میتینگ بنویسم که توش از هفته خودم بگم و بقیه هم بیان اونجا از هفته شون بگن. نظرتون چیه؟
پ.ن. من الان ساعت یازده است. هی نشسته ام تایپ میکنم که این مقاله الان تموم میشه. یه ساعت دیگه تموم میشه! حالا الان دو دلم که برم خونه یا نه. گشنه ام هست اما ذخیره ماست و موزم تموم شده و امتیازهای امروزم رو هم همه اش رو خوردم. داشتم سعی میکردم به چیزهای مثبت فکر کنم که روحیه بگیرم. مثل این شلواره که دو ماه پیش انقدر توی تنم ناراحت بود که میخواستم بدم بره اما الان راحت راحته. یا اینکه وقتی دست میزنم به گردن و اون استخون زیرش (که به نظر من خیلی سکسیه) حس میکنم قشنگ یه لایه کم شده از روش و کم کم داره خودنمایی میکنه. حالا الان اگه بیشتر کار کنم خوب کارم جلو میره اما دوباره دیر میخوابم و نمیتونم صبح پاشم. این صبح پاشدن هم شده مصیبت. فکر کنم یه بخش هم اضافه کنم که هر روز کی از خواب پاشدم. واقعا خیلی عجیبه که یه عادت ساده٬ یه تغییر کوچیک توی طرز زندگی چقدر میتونه توی کل سیستم چاقی و اعصاب آدم اثر بگذاره ها. بهترین روزای من اونایی هستند که صبح به موقع از خواب پاشم و اولین کار برم ورزش و روزم رو حدود ۸ بعد از ورزش شروع کنم. آی از خودم راضیم. انقدر انرژی مثبت میگیرم. انقدر غذا خوردن بهم مزه میده. شماها هم یه همچین چیزی دارین که فکر میکنین اگه تغییرش بدین خیلی فرق ایجاد میکنه؟








